خرید بک لینک
چالش جدید این روزهایم اینه که ذوق دونستن پسر یا دختر بودن نی نی رو دارم ...

اینکه با چه اسمی صدا کنم

تو رویاهام مادر یک دختر باشم یا پسر

خودم را برای دغدغه های پسر داتن آماده کنم یا طعم دختر داشتن

دوست دارم این روزها زودتر بگذره و بتونم جای نی نی با یک اسم صداش کنم

برچسب: نویسنده: هلیا کاظمیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:50

خوب ماجرا اینجوری پیش رفت که نی نی جان آبی باشه

لحظه آخر که از سونو خارج می شدم پرسیدم جنسیت هم مشخص میشه در این سونو

دکتر گفت : نگفتم ؟ گفتم که پسر

و من یخ کردم

گفتم ا.....

و این چنین بود که من مادری شدم که برای چند دقیقه از پسر داشتن یخ کردم

ولی بعد یادم اومد که تمام مدت چقدر نگران سلامت بودنش بودم

این روزها بیشتر دارم کنار میام با مادر یک پسر بودن

برچسب: نویسنده: هلیا کاظمیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:50

مشغله کاری این چند هفته اونقدر زیاد بود که نرسیدم چیزی بنویسم و به طبع اون تنش و استرس از اخبار تعطیلی کار تا تعدیل نیروها .....از پروژه هایی که بالای دوسال هست انجام شده و کارفرما حساب نمی کنه !!!بگذ

برچسب: نویسنده: هلیا کاظمیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:50

هنوز اسم نداری ، اوایل داشتی البته دیگه بابا جون موافق نبود این روزها اسم ات هست نی نی جون تا حالا پسر خوبی بودی در کل ، همین که هنوز فعالم خیلی خوبه اما دیگه فکر کنم از شنبه بشم خانم خونه اینقدر که

برچسب: نویسنده: هلیا کاظمیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:50

این روزها که باید خوشحال ترین آدم باشم و منتظر دیدن هدیه خدا روزهام به بغض و گریه میگذره کاش میشد یک سری آدم ها رو بیرون یک دایره گذاشت که به آدم نزدیک نشن کاش می شد برگشت به عقب و یک سری تصمیم ها رو

برچسب: نویسنده: هلیا کاظمیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:50

الان من یک پسرجون سه ماهه دارم.

روزهاو شب های پر از گریه اش کمتر شده.

خنده های صدا دارش شروع شده

یادم نمیاد اصلا قبل پسرجون چطور زندگی میکردم.

صبح ها که چند ساعت نمی بینم اش مدام دارم عکس و فیلم اش رو نگاه می کنم .

مادر شدن حس ی هست که در کلام نمی گنجه فقط باید تجربه بشه

برچسب: نویسنده: هلیا کاظمیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:50

این روزها حال مامان خوب نیست.

جایی می خواندم که تو یک آزمایش رو دو گروه با درمان و شرایط یکسان اسامی یک گروه رو دادن و عده ای دیگر براشون دعا کردن و حال این گروه ای که دعا میشد براشون بهتر شد.

می خوام باور کنم این آزمایش واقعی بوده میخوام بخوام ازتون که براش دعا کنید که معجزه بشه. که خوب بشه. که باشه. که ما رو تنها نگذاره. که منم مامان داشته باشم. که خواهرم که داداش ام که پدرم تنها نشن

همه اش شد خودخواهی ام از ترس تنها موندن

اما میخوام که مامانم باشه... باشه و سلامت باشه

برچسب: نویسنده: هلیا کاظمیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:50

صفحه بندی